در حاشیه !

 

دوست عزیزی به نام میلاد در بخش نظرات ، مطلب فشرده و بسیار مفیدی در خصوص تلاش شوم و  بی سرانجام گروهکهای پان تورک و تجزیه طلب برای تلقین و برآورد نژاد تورک برای هموطنان آذربایجانی نوشته بودند که دریغم آمد در صفحه اصلی نصب نشود ، با هم می خوانیم : 

 ۱_ يونان در قديم شامل دو بخش آسيايي و اروپايي بود كه بخش آسيايي آن لبنان و تركيه (ايالتهاي ليدي و سارد .....) بود كه به منطقه ي غرب تركيه و شرق يونان تراكيه مي گفتند پس نژاد اصلي مردم تركيه يوناني است 2_قوم ماد شامل چند بخش مي شد كه يك بخش آن آذرآبادگان بود پس نژاد اصل آنها آريايي است 3_اين آذربايجان كنوني شامل نژاد كمترمغول (چون زماني كه به ايران كوچ كردنند تعداد آنها خيلي كمتر مردم آذربايجان بود) وبيشتر آريايي اند 4_زبان آذربايجاني بر گرفته از زبان پهلوي و وارد شدن زبان مغولي وعربي و فارسي وبقيه قوم ترك است 5_اگر به چهره ي يك ترك آسايه ميانه وآذربايجاني نگاه كنيد تفاوتهايي حس ميكنيد وهمچنين با چهره مردم تركيه( اشتباه با كردهاي تركيه نگيريد) 6_هر آذر بايجاني كه خود را از مردم مغول( يا تركهاي آسيايه ميانه) ميداندلطف كنند بروند مغولستان اين سرزمين مال ايران وايراني مي ماند 7_نظامي خاقاني ... كه فرزند آذربايجان انند در شعراشان از ايراني بودن خود افتخار مي كردنند 8_فردوسي در شاهنامه از قومي به نام توران (ترك) نام بردكه در سرزمين هاي شرق ايران بودنند اگر مردم آذربايجان تورك بودند از توران در شرق و غرب ايران نام مي برد 9_ مردم تبريز سالها در مقابل تركهاي عتماني ايستادنند چون خود را مردم ترك نمي دانستند آنها ايراني و آذري بودنند اصليت خود را دوست ميداشتند 10_به نظر من آنهايي كه از ترك بودن خود حرف مي زنند( نه آذري) دچار بي هويتي و بي شخصيتي شدنند كه بايد گفت آيا علت از توسعه نيافتن ايران يا از اين حكومت يا از....... است 11_خوب نيست كه از اصالت پاك خود دست برداشته وخود را از تر كهايي كه مردم چين براي در امان ماندن از آنها ديوار چين را ساختنند يا آنهايي كه نيشابور و ري را ويران كردنند به زن وكودك رحم نكرده و با اسبهاي خود مي تاختنند و نابود مي كردنند دانست 12_ترکان انسانهایی اند با قد کوتاه پوستی زرد موهایی کامل سیاه و چشمانی کشیده و اما آریایی های اصیل دارای موی قهوه ای یا سیاه نه کامل و یا بور و دارای پوستی روشن وسفید و همین طور چشمانی روشن حالا به خودت نگاه کن و بگو کی هستی 3 1 _ آينده در دستان ايران و ايراني است آيا اين چنين فكر نمي كنيد ؟

تاریخ ایران باستان (7) مادها

 

مادها

oمادها مردماني بودند آريايي که در ابتداي قرن هفتم پيش از ميلاد سلطنت ماد را در آذربايجان و کردستان امروزي تاسيس نمودند .سلمانصر سوم در 837 ق .م در کتيبه اي براي اولين بار از مردمان پارسوا و آماداي نام مي برد که به ترتيب پارس ها و مادها بوده اند. مادي ها مدت زيادي تابع دولت آشور و درگير جنگ با ايشان بودند . چنان که  در زمان شمشي اداد و تيگلات پيلسر سوم بين دو دولت جنگي در گرفته است . سرزمين ماد را به دو قسمت تقسيم کرده اند : ماد بزرگ که شامل نواحي مرکزي و غربي ايران تا حدود کردستان و کوههاي زاگرس مي گشت و به آن گاهي ماد راگيانا که ري و اطراف آن را در برداشت نيز اطلاق مي کردند و ماد کوچک که شامل آذربايجان مي گشت .هرودوت مورخ يوناني مي نويسد مادها در عهد قديم موسوم به آريان بودند و بعدها خود را مادي ناميدند وي اين قوم را به شش طايفه زير تقسيم نموده است : مغ ها ، بوزها ، پارتاکن ها ، استروخات ها ، اري زانت ها و بودين ها .
 
o
                                                              دیااکو
 
دیااکو پسر فرورتیس را که دهقان بود و از نظر عدل و عدالت در میان مردم شهرت داشت ، بنیان گذاز سلسله ماد می شناسند . دیااکو اکباتان ( همدان امروزی و هگمتانه کتیبه های هخامنشی ) را پایتخت خود قرار داد . این شهر پیش از دیااکو نیز برقرار بوده اما توسط وی رونق خاصی گرفت . دیااکو به مدت پنجاه سال تحت سلطه دولت آشور حکومت نمود و موفق به متحد نمودن اقوام ماد گردید . سرانجام سلطان آشور از تحرکات دیااکو برآشفت و او را خلع و به شام تبعید نمود . 
 

                                                          فرورتيس


فرورتيس (655-633 ق.م )پس از پدر بر تخت نشست. پارس در اين زمان متحد ماد   گشت فرورتيس با جمع آوري سپاه و اتحاد با دولت اورارتو قصد خلاصي از قيموميت آشور را داشت که در جنگ شکست خورده و کشته مي شود . پادشاهان آشور در اين دوره به ترتيب سناخريب و آشور هِـيدون بوده اند .

 

            

                                           نگاره تخت جمشید ـ بزرگان ماد

   هووخشتر


هووخشتر ( کياکسار يوناني ها ) بزرگترين شاه ماد ، اقدام به تشکيل ارتشي منظم و تعليم ديده نمود و پس از آن به ياري پارس ها وارد جنگ با آشور شد و آنها را با وجود مقاومت شديد شکست داد . چيزي نمانده بود تا نينوا ( پايتخت آشور) سقوط کند که سکاها  يا همان آريا هاي نيمه وحشي که از ايشان در داستانهاي  ملي به عنوان  توراني ياد مي شود ، به ماد ( آذر بايجان ) حمله ور شدند و هوخ شتر مجبور به پايان جنگ و دفاع از ماد شد . سرانجام در شمال درياچه اروميه دو سپاه به هم رسيده و سپاهيان ماد شکست خوردند . 28 سال سکاها در ماد حکومت نمودند و شهر سقز که نامش را از همين سکاها گرفته است به عنوان پايتخت خود انتخاب کردند . تا آنکه هوخ شتر در سال 615 ق.م موفق به اخراج ايشان از ماد شد. در اين هنگام هوخ شتر پيمان صلحي با نبو پلاسر حاکم بابل بسته و با وي بر عليه ساراکس پادشاه آشور قيام نمود که اين بار موفق به فتح نينوا و پايان دادن ابدي به سفاکي هاي آشوريان گشت. اتحاد دولتهاي ماد و بابل پس از جنگ قطع نشد و به نشانه اتحاد ، نوه خود ( آمي تيس دختر ايخ تو ويگو )  را به عقد وليعهد بابل ( بخت النصر ) در آورد . ماناها نيز  تابعيت ماد را مي پذيرند .