تاریخ ایران باستان (8)
ايخ تو ويگو
ايخ تو ويگو ( آستيا گ يونانيان ) پس از پدر به تخت سلطنت نشست و بر سر تصاحب حران با نبونيد پادشاه بابل درگير شد .اين شاه مدت طويلي حکومت کرد و دربار خود را مانند دربار آشور منظم نموده و برتجملات آن بيفزود . هم زمان با ايخ تو ويگو در انشان ، کمبوجيه زمام داري پارسيان را به عهده داشت که آستياگ دخترش ، ماندانا را به عقد وي درآورد . پادشاه ماد پس از اقتدار و يافتن ثروت فراوان سست گشته و از آنجا که تجملات درباري مستلزم مخارج بود بر مالياتها افزوده و ظلم بالا گرفته و مردم ناراضي شدند .
فرهنگ وتمدن مادي
مادي ها آريايي و تمدني عالي داشته اند که با تلفيق و انتقال به دوره پارسي به اوج خود مي رسد . چنانکه منابع يوناني و سنگ نگا ره هاي تخت جمشيد نشان مي دهند مادها تا پايان دوره هخامنشي از قدرت و سهم والايي در اداره حکومت برخوردار بوده اند . فرورتيس قبايل ماد و پارس را متحد و هو وخشتر قشون منظمي ترتيب داد و براي نخستين بار مردمان آريايي نژاد تسلط وحشيانه سامي ها را در آسياي غربي متزلزل و زمينه استقلال آريايي ها را در عالم قديم فراهم نمودند . هنر و به ويژه هنر معماري و فرهنگ مادها تا حدودي تحت تاثير مانا ها قرار داشته است . ماناها در جنوب درياچه اروميه ساکن بودند و نسبت به مادها قدمت بيشتري داشتند و درجنگ مادها با آشوري ها متحد مادها به حساب مي آمدند . آثاري از ماناها در تپه حسنلو باقي مانده است .
از زبان مادي ها اسنادي به دست نيامده است اما نلدکه مي گويد : اگر کتيبه هايي از دوران ماد به دست آيد گمان مي کنم از حيث زبان و خط عين کتيبه هاي هخامنشي باشند. دارمس تترعقيده دارد که اوستا کتاب مقدس زرتشتي ها به زبان مادي ها نوشته شده است . به هر حال شکي نيست که زبان مادي ها با زبان پارسي باستان تقريبا يک زبان بوده و تفاوت جزئي با آن داشته است . چنانکه هنوز در آذربايجان گويش هاي خلخالي ، تاتي و هرزني که بقاياي زبان مادي است شباهت زيادي به پهلوي و فارسي سره دارد . روي هم رفته در بسياري از چيزها مادي ها و پارسي ها به يکديگر شبيه بوده اند و تفاوتهاي اساسي بين آنها نبوده ، چنان که مورخين يوناني انقراض دولت ماد و بزرگ شدن پارس را يک واقعه يا امر داخلي ايران مي دانستند و جنگهاي ايران با يونان را در زمان هخامنشيان جنگهاي مادي ناميده و کلمه ماد را به جاي پارس و برعکس به کار برده اند .
گور دخمه اسحاق وند
گور خمه دکان داود

شیر سنگی همدان
در اين كه بايد تاريخ را آموخت ديگر جاي هيچ ترديدي نيست . تاريخ انباشت تجربه هايي است كه عبور از آنها به آساني نبوده است تا اينك دوباره طي شوند. تاريخ نشانگر رفتار عمومي يك جامعه در برابر عوارض و پيشامدهايي است كه بي شك تكرارشدني است و اين رفتار حاوي پندهاي فراواني از شكستهاي پيشين و سرشار ازغرور ناشي از افتخارات كسب شده به دست پر توان نياكاني است كه تك تك آثارشان پيامي بلند براي آيندگان است.